تبلیغات
پاتوق وبلاگ نویسان باشتی - عروسی در روستا
 
پاتوق وبلاگ نویسان باشتی
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پسر ایلیاتی
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پنجشنبه 18 دی 1393 :: نویسنده : پسر ایلیاتی

حمید حیدری فتح ....

سفیر گلوله  برنو در  گاوگردن ( قسمتی از کوه روبروی روستا فتح از توابع شهرستان باشت استان کهگیلویه و بویراحمد) می پیچد از دور عده ای از جوانان روستا با بارهای هیزم از کوه در حال برگشتن به روستا هستند کل زنان بلند می شود. عروسی یکی از جوانان روستاست . چند روز قبل از عروسی باید هیزم بیاورند امروز هم همانروز است .



صدای کرنا ودهل همراه با صدای برنو وکل زنان ولوله ای در دل کوههای اطراف انداخته است امروز روز عروسی است . هفت شب و روز عروسی است هر روز اهالی یکی از روستاهای اطراف دعوت هستند از دور سیاهی در دلی  بامدون(مکانی روبروی روستا )  پدیدار می گردد نزدیک که می شوند چون سربازان منظمی در پشت سر هم در حال حرکت هستند اینان اهالی یکی از روستاهای اطراف هستند . صدای گلوله بار دیگر در میان کوههای می پیچد هر وقت کسانی را که دعوت کرده اند نزدیک می شوند هر دو طرف تیر اندازی می کنند و این خود نوعی احترام به مهمان محسوب می شود. این رسم هنوز هم تا حدودی برقرار است .



عصر روز قبل عده ای جمع می شوند و بزهایی که در نظر گرفته شده است را ذبح می کنند وگوشت را خرد کرده وآماده می کنند روز عروسی هم اکثر اهالی به جز افراد مسن به احترام مهمان سر پا ایستاده وهر یکی به نوعی مشغول پذیرایی ومهمانوازی می شوند مهمان نوازی روستا در بین اهالی روستاهای منطقه زبانزد خاص وعام بوده وهست .  

عده ای مشغول نمایش هستند اینبار نمایش شکارچی وخرس می باشد (البته در گذشته این نمایش انجام می گرفت اکنون خبری از این نمایشها نیست ) بعد از نمایش نوبت چوب بازی می رسد که با صدای ساز ودهل و رقص های موزون جوانان این کار را انجام می دهند زنهای روستا و کسانی که دعوت شده اند با پوشیدن   بهترین لباس محلی خود در جشن می رقصیدند اکنون هم ادامه دارد . در بین این روزها وشبها یک روز اختصاص به حنابندان داشت شب حنابندان عده ای از اقوام داماد با برداشتن ظرف حنا به طرف خانه عروس رفته و به دست وپای عروس وداماد حنا می گذاشتند قبل از گذاشتن حنا به نوبت چند نفر از اقوام داماد ظرف حنا را سر دست گرفته وبا رقص وحرکات موزون و خواندن شعرهای محلی در بین حاضرین می گرداند و هر کسی اسکناسی در ظرف حنا می گذاشت (هنوز هم تا حدودی ادامه دارد ) .


برم دوما ورون ( حوض آب داماد برون ) هنوز در ذهن قدیمیهای روستاست. در گذشته که حمام در روستا نبود حوض آبی در بین کوچه باغ روستا بود که به آن برم دوما ورون می گفتند عده ای از جوانان همراه داماد می رفتند وداماد در آب آن حوض حمام می کرد  وقتی برمی گشت تیر اندازی می کردند . اکنون این رسم منسوخ گردیده است .



بعد از هفت شب وروز داماد دست عروس را گرفته  وزنان با کل و هلهله وخواندن اشعار محلی آنها را تا خانه داماد همراه  می کردند و به این ترتیب این زوج جوان می رفتند آینده خود را در کنار هم رقم بزنند .





 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 16 شهریور 1396 02:35 ق.ظ
Hi, Neat post. There's an issue together with your web site in internet explorer,
would check this? IE nonetheless is the marketplace chief and a big component of people will miss your great writing due to this problem.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر